شمس سراج عفيف

456

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

را در ديوان وزارت اجلاس شد - آري عجب كاري و بو العجب اسراري - بتقدير الله تبارك و تعالى جل جلاله سلطان فيروز شاه را اين گمان در دل افتاد و ابواب منقلب در قلب آن شهريار كشاد مگر كاركنان ديوان وزارت در كارهاي مملكت و كردارهاي امور سلطنت تقصير ميكنند - و دل از هواخواهي برداشته‌اند - اگر شمس الدين ابو رجا را ( كه در فراست و درايت مستثنىست ) در ديوان وزارت تعين كنم جميع كارها و كل كردارها را سرانجام كند - اما اين ندانست كه از ذات او همه صفات بلاها خواهد زاد - كه جميع مملكت زير و زبر خواهد نهاد - زيرا كه ملك حضرت آن شهريار و ملك و مملكت آن جهاندار بفيض مفضل « 2 » كردگار و عنايت بىغايت حضرت پروردگار جل جلاله مدت چهل سال كمال آراميده بود جملهء خلائق بىعلائق در مقام تن آساني بودند - چون ملك شمس الدين ابو رجا كه بتقدير خدا شغل استيفاي ممالك يافت براي پرداخت اوامر و نواهيء آن كوشش گماشت - مصداقها در ممكت پيدا آورد - كه درين چهل سال نبود - گويا كه بنياد شور و اساس فتنه در مملكت دهلي بحكت لم يزلي ازو بود * * مثنوي * * تقدير خدا كسى نداند * * * فردا كه رود كدام ماند *

--> ( 2 ن ) فضل *